X
تبلیغات
اخلاق سیاسی در سیره ی معصومان ع

اخلاق سیاسی در سیره ی معصومان ع

بسم الله الرحمن الرحیم
 
از جمله اخلاق سیاسی در کلام امیر المومنین علیه السلام
 
اجرای عدالت است



اميرمؤمنان على عليه السلام
 
 در انديشه سياسى خود توجه به اصل عدالت
 
 و تكيه و اعتماد مردم به كارگزاران و زمامداران عادل را مدر نظر داشتند

و اين صفت را از صفات اصلى هر حاكمى مى‏دانستند;

چنانكه طى خطبه‏اى فرموده‏اند:

فاعلم ان افضل عباد الله عندالله امام عادل، هدى و هدى،
 
 فاقام سنة معلومة، و امات بدعة مجهولة،
 
 و ان السنن لنيره، لها اعلام، و ان البدع لظاهره، لها اعلام،

و ان شرالناس عندالله امام جائر ضل و ضل به
 
، فامات سنة ماخوذه، و احيا بدعة متروكة،

و انى سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله يقول:

يؤتى يوم القيامة بالامام الجائر
 
 و ليس معه نصير و لا عاذر فيلقى فى نار جهنم،

فيدور فيها كما تدور الرحى، ثم يرتبط فى قعرها;

«پس بدان كه برترين بندگان خدا در پيشگاه او رهبر عادل است
 
كه خود هدايت‏شده و ديگران را هدايت مى‏كند .

سنت‏شناخته شده را برپا دارد، و بدعت ناشناخته را بميراند،
 
 سنتها روشن و نشانه‏هايش آشكار است،

بدعتها آشكار و نشانه‏هاى آن برپاست;
 
 و بدترين مردم نزد خدا،
 
 رهبر ستمگرى است كه خود گمراه و مايه گمراهى ديگران است،

كه سنت پذيرفته را بميراند و بدعت ترك شده را زنده گرداند .

من از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود:

روز قيامت رهبر ستمگر را بياورند
 
 كه نه ياورى دارد و نه عذرخواهى با اوست،
 
پس او را در در آتش جهنم افكنند،

پس در آن چنان مى‏چرخد كه سنگ آسياب،
 
 تا به قعر دوزخ رسيده به زنجير كشيده شود .»



نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 22:6 توسط بسیجی|

 
 
 
 
رعایت اخلاق عمومی ۲



در روايات بسيارى نيز توصيه به فروتنى و عدم غرور و تكبر شده است;

 
از جمله روايت‏شده است كه:

«خداوند يگانه به موسى عليه السلام وحى كرد كه من قبول مى‏كنم نماز كسى را كه از براى عظمت من تواضع كند.و بر مخلوقات من تكبر نكند و در دل خود خوف مرا جاى دهد و روز را به ذكر من به پايان رساندو به جهت من خود را از خواهشهاى نفس باز دارد .»


از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت‏شده است كه به اصحاب خود فرمود:

«چرا من حلاوت عبادت را در شما نمى‏بينم؟ عرض كردند كه چه چيز حلاوت عبادت است؟ فرمود: تواضع‏»

شايان ذكر است كه حضرت على عليه السلام با اينكه كارگزاران را به فروتنى و تواضع دعوت مى‏كردند.از آنها مى‏خواستند كه در مديريت‏خود قاطع باشند و هر زمان كه لازم ديدند با قاطعيت‏برخورد كنند;



چنانكه طى نامه‏اى به مالك اشتر فرموده‏اند:
 
وارفق ما كان الرفق ارفق و اعتزم بالشدة حين لا تغنى عنك الا الشدة، و اخفض للرعية جناحك;

«در آنجا كه مدارا كردن بهتر است، مدارا كن، و در جايى كه جز با درشتى كار انجام نگيرد، درشتى كن، و پر و بالت را برابر رعيت‏بگستران .»




 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 20:30 توسط بسیجی|

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رعایت اخلاق عمومی1




حضرت خودشان متواضع‏ترين افراد بودند و به هركس كه با مردم سرو كار داشت، توصيه مى‏كردند كه از غرور و تكبر در برابر مردم دورى گزينند;

چنانكه مى‏فرمايند: «و اذا حدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهة اؤ مخيلة فانظر الى عظم ملك الله فوقك، و قدرته منك على ما لا تقدر عليه من نفسك،

فان ذلك يطامن اليك من طماحك، و يكف عنك من غربك، و يفى‏ء اليك بما عزب عنك من عقلك;

«اگر با مقام و قدرتى كه دارى، دچار تكبر يا خود بزرگ بينى شدى، به بزرگى حكومت پروردگار كه برتر از تو است‏بنگر،

كه تو را از آن سركشى نجات مى‏دهد، و تندروى تو را فرو مى‏نشاند، و عقل و انديشه‏ات را به جايگاه اصلى باز مى‏گرداند . »
نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 14:51 توسط بسیجی|

از جمله اخلاق سیاسی که حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند رعایت اخلاق عمومی است.


حضرت على عليه السلام در توصيه‏هاى اخلاقى خويش به تفكيك مسؤوليتهاى كارگزاران، آنها را به امورى سفارش مى‏كردند;

از جمله به كارگزاران مالياتى بطور مكرر سفارش مى‏كردند كه در همه كارهاى خود، خدا را ناظر بر اعمالشان بدانند و امانت دار باشند و با مردم خوشرفتار باشند .

همچنين تساوى در برخورد با مردم را گوشزد مى‏كردند ;

چنانكه به محمدبن ابى‏بكر فرماندار مصر فرموده‏اند:

فاخفص لهم جناحك، و الن لهم جانبك، و ابسط لهم وجهك، و آس بينهم فى اللحظة و النظرة، حتى لا يطمع العظماء فى حيفك لهم، و لا يياس الضعفاء من عدلك عليهم،

فان الله تعالى يسائلكم معشر عباده عن الصغيره من اعمالكم و الكبيرة، و الطاهره و المستورة، فان يعذب فانتم اظلم، و ان يحب فهو اكرم;


«با مردم فروتن و نرمخو و مهربان باش، گشاده‏رو و خندان باش در نگاه هايت و در نيم نگاه و خيره شدن به مردم به تساوى رفتاركن،

تا بزرگان در ستمكارى تو طمع نكنند و ناتوانها در عدالت تو مايوس نگردند;

زيرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال كوچك و بزرگ و آشكار و پنهان خواهد پرسيد;

اگر كيفر دهد شما استحقاق بيش از آن را داريد، و اگر ببخشد از بزرگوارى اوست .»


نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 0:30 توسط بسیجی|

انصاف

در بحث سیاست زدگی لازم است ابتدا این نکته را متذکر شوم که به طور کلی" زدگی " پسوندی ست که برای بیماری به کار برده می شود .بنابراین سیاست زدگی یک بیماری ست! این بیماری نیز مانند همه ی امراض نشانه هایی دارد و درمانی. از نشانه های بارز می توان به بی انصافی ، لجاجت ، دروغ پردازی و شایعه افکنی ، خشونت و.... اشاره نمود.

بی انصافی و از بین رفتن فضای دوستی و برادری موجب می شود که طرفین نگاهشان به یکدیگر حالت تدافعی بوده و به دنبال اشکال تراشی و استفاده از نقاط ضعف مخالف خود باشند.در هر جامعه ای امری بسیار عادی ست که سلایق مختلف در هر امرخصوصا سیاست وجود داشته باشند ، اما روابط این افرادباید بر اساس انصاف و دین مداری شکل بگیرد تا فضا کاملا دوستانه باشد و هر کدام مطالب خود را عنوان کرده و همراه بحث با دیگران به نتیجه برسند.وقتی هر کدام از طرفین حد اعتدال و انصاف را رهایت نکنند و در هیچ موردی نطر مقابل را نپذیرند کار به لجاجت می کشد که آفت بزرگتری ست.

دیدن نقاط قوت همراه با ضعف ها و ناکارایی ها و پرداختن به هر دو _ ضعف و قوت_ باعث می شود اعتمادی بین طرفین ایجاد شود که حتما فضا را به گونه ای جلو خواهد برد که به سود هر دو باشد.اما صد افسوس که دوری از انصاف در میان همه طیف ها دیده می شود و همین باعث جدایی بیشتر و بیشتر می شود.
نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 12:24 توسط بسیجی|

سیاست بدون مکر و فریب

امیر بیان ،حضرت امیرالمومنین علیه اسلام می فرمایند:
 
 «لو لا التّقى لكنت ادهى العرب»؛
 
اگر تقوا دست و پاى مرا نمى‌‌‌‌‌بست،
 
 از همه‌‌‌‌‌ى آحاد و مكاران عرب، مكر و حيله را بهتر بلد بودم
 
کافی ج 8 ص 22
 
 
سیاستی که عاری از حیله و نیرنگ و بر اساس تقوای الهی باشد در بین سیاستمداران غرب تقریبا هیچ جایگاهی ندارد و اگر نمونه های نادری در بین آنان دیده شود بسیار پررنگ و مهم جلوه داده می شود در حالی که در دین اسلام سیاست و البته همه رفتارهای مسلمین اعم از سیاسیون و غیر آن ها باید بر اساس تقوی و توجه به خداوند باشد.
 

سیاستمداری که اخلاق را بشناسد و به آن پایبند باشد هیچ گاه برای رسیدن به متامع دنیوی خود حاضر به به کار بردن هر حیله و مکری نیست . هر چند این نکته با تیزبینی سفارش شده به مسلمین و تدبیر در امور منافاتی ندارد.مسلمان متخلق از بُله به دور است و تنها از ترفندهای معمول سیاستمداران که با هزار نیرنگ و مکر همراه است دوری می کند.
 
 

حضرت علی علیه السلام در جای دیگر می فرمایند :
«واللَّه ما معاوية بأدهى منّى» والله معاويه از من زرنگتر نيست
نهج البلاغه خطبه 200
 
 

اما فرق علی علیه السلام با معاویه در سیاست ورزی شان چیست؟ آیا مولی ضعفی در برابر او داشتند؟ آن چه ایشان فرموده اند نشان می دهد اگر در برابر مکر معاویه که بویی از اخلاق و تقوی نبرده است می خواستند حیله گری و بی اخلاقی نمایند ، حتما می توانستند اما پایبندی به اخلاق الهی و رعایت تقوی موضع گیری های ایشان را مشخص می نمود !

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:34 توسط بسیجی|

 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سياست اگر از اخلاق سرچشمه بگيرد، از معنويت سيراب بشود،
 
براى مردمى كه مواجه با آن سياستند، وسيله‌‌‌‌‌ى كمال است،
 
 راه بهشت است؛ اما اگر سياست از اخلاق جدا شد،
 
 از معنويت جدا شد، آن وقت سياست‌‌‌‌‌ورزى ميشود؛
 
 يك وسيله‌‌‌‌‌اى براى كسب قدرت، به هر قيمت؛ براى كسب ثروت،
 
 براى پيش بردن كار خود در دنيا. اين سياست ميشود آفت؛
 
 براى خود سياست‌‌‌‌‌ورز هم آفت است،
 
براى مردمى هم كه در عرصه‌‌‌‌‌ى زندگى آنها
 
 اين سياست ورزيده ميشود هم آفت است

مقام معظم رهبری



 

 
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:25 توسط بسیجی|


۶) عاقبت مجادلین

قرآن در آیاتی به عواقب کار مجادله گران اشاره می کند :

۱-۶) انحراف بزرگ

در آیه ۶۹غافر اشاره به انحرافی بزرگ در نهایت کار چالش ورزان و مجادله کنندگان دارد ؛

(أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ أَنَّی یُصْرَفُونَ)غافر/۶۹

۲-۶) درماندگی

در آیه ۳۵شوری اشاره به درماندگی و عدم راه گریز مجادله کنندگان اشاره می کند؛

(وَیَعْلَمَ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ)شوری/۳۵

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 0:58 توسط بسیجی|


۷) انگیزه های جدال در قرآن

درقرآن به ریشه ها و عواملی که باعث مجادلۀ بین افراد می شود اشاره می کند که عبارتست از :

۱-۷) کبر

(إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِی صُدُورِهِمْ إِلَّا کِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِیهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ)غافر۴۰/۵۶

۲-۷) القاء شیطان به پیروانشان

( وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ ) انعام ۶/۱۲۱

۳-۷) ناخرسندی از روشن شدن حقیقت


(یُجَادِلُونَکَ فِی الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَیَّنَ )انفال۸/۶

در این آیه خداوند حکم دربارۀ انفال داده است که از آن چه کسی است ؟ اما عده ای احساس نا خرسندی می کنند . اما خدا می خواهد اگر مؤمنند پروا کنند .

۴-۷) نداشتن دلیل و برهان صحیح و درست برای اعمال خود

(إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ )غافر۴۰/۷۱

۵-۷) جانبداری کردن از خود


(یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ)نحل۱۶/۱۱۱

۶-۷) فطرت انسانی

(وَکَانَ الْإِنسَانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا)کهف۱۸/۵۴

۷-۷) جهت از بین بردن حق به وسیلۀ باطل

(وَیُجَادِلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا)کهف۱۸/۵۶

با استفاده از مقالات پورتابل جهانساز

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 0:58 توسط بسیجی|


۵) موضوعات جدل

برای دانستن موضوع های جدل باید علاوه بر خود آیۀ حاوی واژۀ جدل ، به صدر و ذیل آیه و سیاق آن نیز توجه کرد . در اینجا ما به صورت کلی به این موارد اشاره می کنیم :

۱-۵) نبوت پیامبران

در سوره غافر۴۰/۵ به صراحت به این موضوع اشاره می کند :

(کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کَانَ عِقَابِ) غافر۴۰/۵

در آیه ۳۴ همین سوره نیز قوم موسی گفته بودند که بعد از یوسف پیامبری نخواهد آمد :

(وَلَقَدْ جَاءکُمْ یُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِی شَکٍّ مِّمَّا جَاءکُم بِهِ حَتَّی إِذَا هَلَکَ قُلْتُمْ لَن یَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ) غافر۴۰/۳۴

سپس در آیه ۳۵غافر خداوند این عقیده را جدال با خدا معرفی میکند ؛

(الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذَلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ)

۲-۵) انکار معاد

در آیه ۶۸غافر به مسئله زنده کردن و میراندن اشاره می کند ؛

(هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ فَإِذَا قَضَی أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ)

سپس در آیۀ بعد این موضوع را به عنوان مجادله ای از سوی گروهی از مردم بیان می کند ؛

(أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ أَنَّی یُصْرَفُونَ)

۳-۵) انکار توحید و یگانگی خدا یا وجود او

در سوره شوری قبل از آیۀ ۳۵ که دربارۀ عقبت مجادله کنندگان است ، به بیان آیاتی از خداوند می پردازد تا وجود خود را اثبات کند ؛

(وَمِنْ آیَاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ (۳۲)إِن یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَی ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ (۳۳)أَوْ یُوبِقْهُنَّ بِمَا کَسَبُوا وَیَعْفُ عَن کَثِیرٍ(۳۴) )شوری

پس از بیان آیات خدا مسئله افرادی را مطرح می کند که در این نشانه ها مجادله می کنند ؛

(وَیَعْلَمَ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ) شوری/۳۵

۴-۵) انکار قرآن و آنچه بر پیامبران نازل می شده است

در سورۀ لقمان آیه ۲۱ اشاره به عدم پیروی مجادله کنندگان از آنچه که از سوی خدا نازل شده اشاره می کند و در آیه ۲۰ به مجادله کنندگان می پردازد ؛

(أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًی وَلَا کِتَابٍ مُّنِیرٍ) لقمان/۲۰


نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 0:57 توسط بسیجی|


آخرين مطالب
» اجرای عدالت
» رعایت اخلاق عمومی 2
» رعایت اخلاق عمومی1
» تفكيك مسؤوليتهاى كارگزاران
» انصاف
» سیاست بدون مکر و فریب
» فرمایش مقام معظم رهبری
» عاقبت مجادلین
» انگیزه های جدال در قرآن
» موضوعات جدل

Design By : Pichak